حسن حسن زاده آملى

433

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ « 1 » . در حديث آمده است كه : « ضرس الكافر فى الجحيم كجبل احد « 2 » . امين الاسلام طبرسى در اوّل تفسير « مجمع البيان » در تعداد آيات القرآن از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لبعض النّساء : اعقدن بالانامل فإنّهنّ مسئولات و مستنطقات . و ديگر آيات و رواياتى كه از اين قبيل‌اند . ز - تبصره : دانسته شد كه علم ، عرض نيست بلكه عين گوهر ذات انسان مىشود و وجودى نورى مىگردد و به حسب مرتبهء وجودى خود از مقولهء جوهر و عرض خارج است أعنى برتر از آنها است و فوق مقوله است . ما فوق ز هر مقولت آمد علم * جوهر نبود ز كيف و از كمّ نيست پس اگر در كلمات بزرگان علم و مسفورات علميّه ، علم تعبير به جوهر شد مراد از جوهر علم جوهر در مقابل عرض نيست بلكه مقصود همان است كه در پارسى تعبير به گوهر مىكنيم . مثلا جناب فيض در اوّل كتاب « علم اليقين » فرموده است : « اعلم أنّ العلم و العبادة جوهران » . و اين جوهر يعنى گوهرى و وجودى كه قائم به ذات خود است نه چون قول طايفه‌اى از مشّاء كه علم را كيف نفسانى مىدانند . اين بنده دربارهء عبارت فوق « علم اليقين » تعليقه دارد و آن اينكه : قوله ( قدّه ) : « العلم و العبادة جوهران - الخ » و ذلك لأنّهما يتّحدان بالنفس اتّحادا وجوديّا و يتّسع النفس بهما اتّساعا وجوديّا ، و العلم مشخّص الروح ، و العمل مشخّص البدن الأخروى . فمن حيث انّهما يتّحدان بالنفس وجودا خارجا عن مقولتى الجوهر و العرض و هما من هذه الحيثيّة الوجوديّة فوق المقولة . و قوله

--> ( 1 ) - سورهء فصلت 41 - آيهء 22 . ( 2 ) - مرحوم استادم علّامهء شعرانى از استاد بزرگوارش مرحوم آية اللّه حاج شيخ عبد النبى نورى - قدّس سرّهما - نقل فرموده است كه : روزى آن جناب بر منبر در مسجد خودش واقع در سرچشمهء تهران اين حديث را عنوان كرده است و گفت : دندان كافر كه به اندازهء كوه احد است سرش بايد تا چه اندازه باشد ؟ ! خودش در جواب سؤالش فرمود : به اندازهء كلّهء اين سياستمداران عصر ما .